جهنمی ها
جهنمی های عزیز
شما که میدونید بعد از مرگ مستقیم بدرقه می شوید سمت دوزخ!
نمیخوام الکی بهتون امید بدم ، اما درجریان باشید که توی جهنم یه برنامه ای درست شده مثل لاتاری!
هر ماه از بین داوطلب ها قرعه کشی میکنن و هرکی برنده بشه میتونه برگرده دنیا و یه بار دیگه زندگی کنه و شاید این سری درست زندگی کرد و بعد از مرگ بهشتی شد!
از جهنم تعریف های زیادی میکرد ، انگار جهنم جای بزرگی هست و دیدنی هم زیاد داره ، واجب شد وقتی رفتم بهشت حتما یه تور جهنم گردی بزنم و با بچه ها بریم یه چرخی بزنیم توی دوزخ.
توی تمام تعاریفش از یه چیز شگفت زده شدم ، میگفت:
انتهای جهنم و اونجا که دیگه مسیر کمتر کسی بهش میخوره یه منطقه ممنوعه و خاص هست بنام "نارِسان"
توی اون منطقه ی خاص همه تنهان و زمینِ زیر پاشون متحرک هست ، یه چیزی مثل تردمیل های خودمون.
انتهای مسیر چندتا سنگاب آب خنک گذاشتن و ساکنان نارس آباد از شدت عطش و حرارت هجوم میبرن برا رسیدن به سنگاب و نوشیدن آب.
اما زمینِ زیر پاشون متحرک هست و هرچی تلاش میکنن فایده نداره و درجا میزنن و به سنگاب نمیرسن.
چون تنها و مغرور هستند نمیتونن با هم متحد بشن و همفکری کنن و یه راهی برا رسیدن به سنگاب و رفع عطش پیدا کنن.
دوستم میگفت شاید باورت نشه که ۹۰ درصد افراد این بخش ایرانی هستن!
طفلی ها توی دنیا هم هرچی دویدن به خوشبختی نرسیدن و همیشه بهشون وعده ی روزهای خوبِ آینده را دادن.
به محض نزدیک شدن به روزهای خوب ، غرور و خودبزرگ بینیشون گل کرده و چند دسته شدن و گند زدن به روزگار.
و این دویدن ها و نرسیدن های دنیوی توی جهنم هم ادامه داره برا ایرانی جماعت.
توی کشورشون تنها و تحت فشار بودن ، خیلی هاشون به امید روزهای بهتر مهاجرت کردن رفتن خارج؛
اونا که موندن توی وطنشون تنها جون دادن ، اونا که رفتن به تنهاییشون غربت هم اضافه شد و شدن تنهای غریب.
تنها خوبی بخشِ "نارسان" این هست که :
ایرانی هاش میتونن پیش مابقی جهنمی ها لاف بیان و بگن ما قوم برگزیده هستیم و توی جهنم هم عذاب هامون خاص و منحصر به فرد هست و عذاب اگر ته جهنم هم باشه خلاصه مردمانی از ایران اونجا را فتح میکنن و عمیق و با افتخار در مناطق ممنوعه عذاب میکشن.
دقیقا مثل بدبختی و تنهایی کشیدن های با افتخارشون توی دنیا و لاف ملت متمدن اومدنشون برا بالادستی ها...
درب های بسته بلایی به سر ما آورده که دیگه به درهای باز هم اعتماد نداریم و خودمون را در تنهایی حبس کردیم...

Comments