Posts

Showing posts from December, 2023
یکی از مهمترین دغدغه های جاری برای تک تک ایرانی ها در ایران و سراسر جهان اندیشیدن به این سوال است: آینده ایران چی میشه و برای ایجاد تغییر در وضع موجود ، نیروی درونی مهم تر است یا فشار بیرونی؟ این متن من بابت چوسناله و ننه من غریبم و تحریک احساسات و جمع کردن کمک و اعانه نیست. در این متن واقعیتی که هر ثانیه در گوشه گوشه ی مملکت اتفاق میفته را شرح دادم و امیدوارم با خواندن این ماجرا متوجه شوید که آینده ی پیش روی قسمتی از ایران و گروهی از ایرانی جماعت از جنبه ی همیاری و مشارکت و همنوع دوستی چگونه خواهد بود و از این ملت چه توقعی میتوان داشت. سه روز قبل اتفاق ناخواسته ای افتاد و من ناچار شدم طی مدت سه روز ۲۵۰ ملیون تومان (۵هزار دلار)پول نقد تهیه کنم. بازارها کاملا راکد و کساد هست و درآمدهای ما تولیدکنندگان خرد ، هرروز کمتر و کمتر میشه و تقریبا چیزی برای پس انداز باقی نمیمونه. این پول را در مدت یکماه میتونستم تامین کنم ، اما الان شرایط اضطراری بود و ناچار بودم برای تامین این پول به هر دری بزنم و سه روز فرصت زیادی نیست. به تک تک دوستان نزدیکی که از تمکن مالی و درآمد خوب برخوردار هستند زنگ زدم ...
در فکرش بودم و در یک لحظه به یاد روزی افتادم که همراه او به ملاقات داییم در زندان رفته بودیم . او تازه با داییم دوست شده بود و چند ماهی بود که با هم زندگی میکردند که داییم به خاطر مصاحبه ای که با یک نشریه در مورد خواهر شاه کرده بود دستگیر شد و به زندان افتاده بود که من با او به ملاقاتش رفتیم. زن خوب و سادهای بود و از کارهای داییم بی خبر بود و همیشه میخواست بفهمند که او هم عقاید خودش را دارد ولی داییم توری رفتار میکرد که او مجبور میشد کمتر حرف بزند و در خودش باشد.  گفتم در فکرش بودم که او را در تلویزیون دیدم در حال مصاحبه با بی بی سی فارسی در لندن در باره آزادی زنان در ایران صحبت میکرد. 
 بیست و هفت هشت سال قبل ، هنوز ۱۴سالم نبود به مامانم گفتم میخوام برم تهران به فامیل ها یه سری بزنم. توی روستای ما بچه ها توی اون سن تنهایی به کاشان هم نمیرفتن. مامان اعتماد کرد و به یکی از فامیل هاش زنگ زد و آدرس منزلشو توی تهران گرفت و من تنها اومدم تهران. ترمینال جنوب از اتوبوس پیاده شدم ، پرسون پرسون رفتم سوار اتوبوس های میدون خراسون شدم . توی اون فضا هنوز بازار صلوات فرستادن داغ بود. توی اتوبوس ایرانپیمای سوپر دولوکس کاشان تهران هم برا سلامتی راننده و ماشینش صلوات ها فرستادن. اتوبوس خط میدون خراسون حرکت کرد و یه پیرمرد شروع کرد به صلوات چاق کردن و ملت پشت سرش بلند صلوات میفرستادن. اولی برا امام دومی برا شهدا سومی برا راننده چهارمی برا اتوبوس پنجمی و ششمی و هفتمی هشتمی را رفت بفرسته که یه جوون زد پشت کتفش و گفت: پدرجون یه زنگ تفریح بده نفسی چاق کنیم ، خسته شدیم از بس صلوات چاق کردی. با حرف جوون اتوبوس رفت روی هوا و ملت پوکیدن از خنده. امروز داشتم به سابقه این صفحه شخصیم نگاه میکردم ، توی سه سال اندازه سیصد سالِ بسیاری از دوستان پست گذاشتم! یاد خاطره سی سال قبل و حرف جوون به پیرم...

.رایش آلمان و قانون اساسی آمریکا

 بر اساس ان چه که صاحب نظران به ان باور دارند در زمان پیدایش رایش سوم در آلمان الگوی پیدایش قانون اساسی ان کشور قانون اساسی کشور آمریکا بوده که در ان هدف اصلی بالا بودن هویت نژاد سفید میبوده که در آلمان نازی برای یهودیان اجرا میشده . برای اینکه به ماهیت نژاد پرستی آگاه شویم , بهترین ماخذ کتابی است که به تازگی به وسیله راشل میدو در این باره نوشته شده . در این کتاب به مبارزات انتخابآتی ریاست جمهوری در سال ۱۹۳۶ میپردازد و نشان میدهد که چگونه کسانی را که دارای عقاید فاشیستی بودندو به هیتلر علاقه داشتند در جریانات انتخاباتی نفوذ میکردند . آمریکا در سالهای ظهور هیتلر اگر چه به صورت دو حزبی و فدرالی اداره میشد ولی همیشه سایه برتری نژادی بر قانون اساسی ان کشور بر ان افکنده شده بود . از کسانی که سمپاتی خود را به هیتلر در سیاسیون آمریکا میتوان نام برد سناتور لانگ بود که در باتنروژ به دست شخصی ترور شد . فیلیپ جانسون که طرح پیشبرد اهداف نازی ها را در آمریکا پیاده میکرد مجبور شد به یک مذهبی که در ان زمان محبوبیت دا شت علاقه پیدا کند و او را برای پیاده کردن امیال سیاسی خود تقویت کند.