شاه عباس بزرگ

شاه عباس بزرگ سیاست داخلی اش چنان حکم کرد که پول مردم در داخل مملکت خرج شود. او شروع به تعمیر بناهای متبرکه پرداخت. امامزاده های ساختگی در گوشه و کنار شهر ها و دهات بنیان نمود. خود او هم سفری با پای پیاده به خراسان کرد و جارو به دست گرفت و صحن و رواق حضرت رضا را جارو کشید و جلوی عبا  و عمامه ها را باز گذاشت .بعد  از او یکی دو تن از سلاطین نیز این راه مردم فریب  او را پسندیده و بر ان شاخ برگهایی مانند روضه خوانی و تعزییه سرایی و نوحه گردانی افزوده و این اعمال را میان مردم رواج دادند .کم کم افراد تن پرور برای خود مشاغلی ساختند و با تغییر لباس کسبی به صورت و کسوت روحانی و صورت مردم اهل علم در آمدند و اندک اندک چندان تعداد این جماعت به شیاع کشید که علمای مسلم و مجتهدین معلم را تحت الشعاع قرار دادند و اختیار را از کف آنها بیرون کشیدند. 

حکومتهای بیکار هم چون استقرار خود را در لوای ان بازیگران که مردم را در عین بی خبری میداشتند و میدیدند و به تقویت ان میکوشیدند.  کار به آنجا کشید که این امور در میان مردم به صورت امری واجب در آمده و روضه خوانی و نوحه گری برای کندن ال عبا حلال  مشکلات و رافع معضلات میباشد و این دسته به مثابه ال الله گردیدند. قدمشان یمن و نفس شان تبرک و قبا و عبا و ریش و حتی خر سواریشان متبرک و متشرف گردید .اکنون دیگر لازم میامد که از میان مردم عادی  این مقامات پا فرا تر نهاده خود را به درجات عالیتر برسانند و در مقام تصرف رجال و بزرگان قوم بر آمده و پس از ان رشته سیاست مملکت را به قبضه در آورند. 

در این زمان چوم قدرت حکومت این گروه مضاعف بر حکمرانی دولتها بر مردم گردیده و حکومت ها کوچکتر از ان بودند که در برابر تمنیات و احکام آنان مقاومت کنند لذا فرانروایی به دست آنان افتاد و همه کاره قبا دراز ها شدند . به دستور آنان کم کم ارتباط ما با دنیای خارج قطع گردید و راه مراوده و داد و ستد مسدود گردید و در بی خبری مطلق قرار گرفتیم و نام کشورمان در بوته گمنامی افتاد .سفیر به دربار ما آمد سگ خواندند و جای قدمهایش را خاک ریختند و آب کشدند تا کر بدهند . سفیر به خارج فرستادیم کفرش خوانده تکفیرش نمودند , قرار داد منعقد نمودیم و راه تجارت باز کردیم مخالفت ورزیدند و به عمل آوردند که معامله با اجنبی حرام است و نباید خارجی به مملکت مسلمان راه پیدا کند . صادرات برقرار کردیم ایراد گرفتند که کفر کلی ما را دیده و به مال و هستی ما طمع خوهند نمود .از تشکیل قشون و اعزام نیرو جلوگیری کردند تا هر بار قسمتی از مملکت به تصرف دیگران در آمد . خواستیم در صدد مقابله بر آییم جلوگیری به عمل آوردند که خون مسلمین به هدر میرود .چون ریشه نفوذشان بیش از آنکه به تصور اید در میان مردم رخنه کرد و منافعشان انقدر زیاد شد دیگر مخلفتها هم بی اثر مند .در زمان نادر شاه هم که با این گروه معارضاتی به عمل آمد چندان که ان قدرت تا هدی از میان رفت ولی مجددا این جماعت با خود ساختگی ها و تسلط بیشتر نمایان گشته و بر گرده مملکت و ملت نشیمن گرفتند .

چنانچه باز دیده شد  امتیاز تنباکو با کمپانی خارجی امضا شد و وای حسین و علی وایسر دادند که دین از دست رفت . آمدند برای شهر خط واگن بکشند وا  محمد  راه انداختند و عمامه از سر برداشتند و روایات جعل نمودند و تا یکی یکی یک پیشکش حسابی و اسب و درشکه به در خانه هایشا نرفت واگن و ماشین دودی اسلام نیاوردند و مرکب جهنمی اش خواندند. چراغ گاز کشیدند تور دیگری برخورد کردند و صدا بلند کردند که فرنگی این برق لعنتی را آورده تا شمع ها و روغنهای کرچک ما را ببرند .

تلفن و تلگراف دیر شد همین آوازها بر آمد که دنیا آخر شده . هر قائدی قدم مفید  برداشت صد راهش شدند و هر روشنفکری دست به اقدام مفید زد با چماق تکفیر به مبارزهاش بر خواستند و برش انداختند . نسوان راه مدرسه گرفتند و محمدا کشیدند که زنها و دختران ما را به مدرسه میفرستند که نامه عاشقانه بنیویسند . برای کشف حجاب آشوبها به پا کردند که نوامیس ما را به حریف میکشند .

در زمان قاجاریه که انحطاط اخلاقی بزرگان قومش تا به اعلا درجه رسیده بود جز قتل و غارت و چپاول و بست بند با اجنبی و هرزگی و لواط  و میخورگی و قمار کاری نداشتند و مملکت به فقر و سقوط مطلق کشید حتی یک عبا به کول ریشدار بانگ مهالفتی بلند نکرد و چندان که این سلسله منقرض و افق و جنبش و فعالیت به دست رضا شاه طالع شد علم مبارزات و کارشکنی ها و دسته بندی ها افراشته شد و مجالس وتوطه دایر شد و فانوس کشها در نیمه شب ها به راه افتادند چرا برای آنکه با منافع آنها نمیخواند و ان قدرتها بساط  مفت خوری و شیادی آنها را میبست . 

برای ان که حکومت جدید سنگ محک بود و یکایک آنها را شناخته بود و سیرتهای پلید را از زیر صورتهای آراسته بیرون میکشید چنانچه دیده شد از هشت دهم جمعیت ایران که قالب در زمره ایت الله ها و علما بودند جز مشتی قلیل که کیسه پولها و قباله ملک ها و وعده و نویدها از راهشان به در نبرد و از بوطه امتحان سر بلند در آمدند بقیه در جرگه مردم عادی کشیده شدند مخالفت داشتند از آنکه میدیدند که حکومت جدید حکومت کار و کوشش است با بی کاری و مفتخوری سر عناد دارد و با برنامه معین مردم رهبری میشوند و گرده خود را از زیر رکاب آنان خارج میسازد .

این سنگ اندازیها و کار شکنی ها نه مخصوص با دولتهاست بلکه این گروه با هر امری عام  لمنفعه در هر نقطه علم که واقع شود سر لجاج داشته و خصومت میورزند . بر ها شهرهای مذهبی عراق از طرف مردمی اهل خیر مانند بو شهری و غیره اقدام به لوله کشی شد ولی هربار با این گونه اقدامات مخالفین برخورد نمود و لوله ها زیر خاک پوسید و تاسیساتش به هم ریخت تا زمان آیتالله اصفهانی که این کار صورت جدی به خود گرفت و آب در لوله ها جریان پیدا کرد. 


Comments

Popular posts from this blog

جهنمی ها

Darvish

روز از نو و روزی از نو