از مهدی اخوان ث الث پرسیدند شعر چیست ؟
او اعتقاد داشت شعر محصول بیتابی آدم است در لحظاتی که شعور نبوت بر او پرتو انداخته . بسیاری در این موقعیت قرار میگیرند ولی بیتابی ندارند و از ان به راحتی میگذرند و یا شاید نمیخواهند بی تابی را نشان دهند یا شاید دیگران را شایسته دریافت نمیدانند و خاموشی را خوشتر میدانند , گرچه خاموشی سر آغاز فراموشی است .ولی بعضی به عکس بیتابیشان به صورت شعر بروز میکند و ان بیتابی را با علایم و نشانههایی که دیگران نیز کمابیش با آنها آشنا هستند با زبان رمز و راز ها بروز میدهند .این یک نوع بده بستان و افرادی هم هستند که فقط بیتابی رارا دارند ولی در مسیر تابش قرار ندارند .به هر حال اغلب مردم نشانه های ظاهری اشعار را با تعبیرات و تشبیهات درک میکنند در اصل خود را از حیطه دریافت خارج میکنند که این یک نوع تلفتیست که گریبانگیر کشور هایی مانند ماست که شعر از ان حالت واقعی خود خارج شده و تماهیتش از دست میرود .زمانی که مردم روی آسایش و عدالت را ببینند ان وقت هرکس دنبال کار خود میرود و شاعر هم فقط به دنبال شعر میرود .شاعر بدون شک و شهبه باید نوعی دیوانگی در خود داشته باشد .او باید این زندگی عادی و احمقانه را ول کرده و فقط شعر بگوید. اگر هر کس این جنون را داشته باشد که کار این دنیا به زوال خواهد رفت .
Comments